القاضي سعيد القمي

مقدمه 10

اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )

مجازى محملى نداشته باشد وقابل تأويل نشود شيخ آن را شنيد از وى استدعاى صحبت كرده وأو را به خانه خويش خوانده وخود بطبخ قيام نمود ومولانا نيز بكار پرداخت ودر آن خدمت مرافقت كرده وطريق موافقت مىپيمود در أثناء آن شيخ مطلع را بخواند وتجديد مطلع نموده وگفت چشم عين است مىشايد بلسان أشارت از عين قديم كه ذات است به‌آن تعبير كند وابرو حاجب است پس مىتواند بود كه آن را أشارت بصفات كه حاجب ذاتند دانست پس از اين توضيح وبيان مولانا تواضع نموده وانصاف داده است بلى بحكم تجربه المرء عدوّ لما جهله واز اينجا گفته‌اند هركسى را اصطلاحى داده‌ايم يكى فقيه قشرى است وديگرى شيخ قشيرى اگر موجبات حسن تفاهم فرآهم آورند همه بأهم زندگانى كنند نيروهاى مادي ومعنوي را بضرر خود بكار نبرند دشمن مشترك را از بين مىبرند ولى با كمال تأسف سلم وتور بأهم ساختند زيد وعمر بأهم كنار آمدند وفقيه وحكيم هنوز بأهم مىجنگند اين أو را تحميق وآن اين را تكفير يا تفسيق مىكند هين بگويم يا فروبندم نفس كساني كه بكلى خرج خود را سوا وسفرهء خود را جدا كرده‌اند از انديشه ديندارى فارغ ودر ديگر پندارند آنان كه وارد حوزه‌اند وأهل دين ونماز وروزه راه ترقى را نمىدانند به حقيقت اسلام وحقيقت دين دل‌خوشند وبه نيروى معنوي وقدرت حقيقي آن مغرور از ريشهء دين وتيشه كفر بىخبرند الاسلام يعلو ولا يعلى عليه عجب اينجاست كه مىنشينند وبحث مىكنند در بيان آيهء مباركه وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا داد سخن مىدهند ودر أنواع نفى سبيل اثبات دقت نظر كرده‌اند اما هرگز فكر نمىكنند كه اين حكم را ضامن اجرا كي است وتا كي بايد از وجود ذهني ولفظي وكتبي بشهود عيني نيايد وبقول علما مانند كلام نفسي مقام درسى دارد وثمره شخصي آنچه ما ديده‌ايم همه راههاى كافران بر مسلمانان باز ودست چپاول وزبان اعتراض وتطاولشان دراز حقوق وحدود مسلمانان لگدكوب كديه